خمیازه های همیشه ... Gape forever

خمیازه های همیشه ... Gape forever
مطالب مطبوعاتی من

لطفا برای کمک به من نیایید

دوشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۲۱ ب.ظ
حرف هایی هستند که این روزها در ذهنم می چرخند اما توان نوشتن شان را ندارم. احساس می کنم کلمه هایم شبیه خودم نیستند. من مجبور بوده ام سکوت کنم و این سکوت هرگز معنی خالی بودن نمی داد.
برعکس، من پر بودم از تمام کلمه هایی که در ذهنم می چرخیدند اما دیگر توانایی گفتن شان را نداشتم. همین حالا که دارم می نویسم نگرانی مبهمی انتهای قلبم وجود دارد که مرا می ترساند که نکند نتوانم این متن را تا انتها بنویسم.
این روزها با خودم زیاد حرف می زنم. در دلم شورش عجیبی به راه افتاده است. من یک سرزمین اشغال شده نه توسط دشمن که توسط خودم هستم. من به اشغال خودم در آمده ام.
چند روزی ست به هشت سالگی ام فکر می کنم. دفتر آن روزهایم را ورق می زنم و از خواندن آن خاطرات، به طرز بی رحمانه ای دلتنگ می شوم. کدام اشغال گری را دیده ای که سرزمین خودش را تصرف کند و هر روز هزار بار خودش را عذاب بدهد؟
راستی چرا گریه نمی کنم؟ چرا با اینکه دلم تنگ می شود دیگر گریه نمی کنم؟ لابد قطع امید کرده ام از خودم. شاید حالم خوب نیست که دست دراز کرده ام به سمت خاطره ای دور و آن را از نو برای کسی که کودکی هایم را کنارم نبود - بی رحمانه کنارم نبود - برملا کردم. من به آغوش عاطفه ی کسی پناه برده ام که خودش هم به تصرف کوچه های بن بست درونش در آمده است.
دارم در خودم زندگی می کنم؛ در رویاهایم راه می روم، آن شعر غمگین ملی مکزیکی را زمزمه می کنم و در ذهنم می چرخد: آماندا، آماندا...
حرف هایی هستند که این روزها در ذهنم می چرخند اما توان نوشتنشان را ندارم. لطفا برای کمک به این سرزمین اشغال شده نیایید. من در جنگ با خودم پیروز خواهم شد. اما از حرف هایی که نمی توانم بنویسم می ترسم. آنها توانایی عجیبی برای تسلیم کردن جهان من دارند.
۹۶/۰۱/۲۱
یاسمن رضائیان yaseman rezaeian