خمیازه های همیشه ... Gape forever

خمیازه های همیشه ... Gape forever
مطالب مطبوعاتی من

بگذار فردا برسد

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۳ ب.ظ

بالاخره یکی از همین روزها... یکی از همین روزها... نمی دانم قرار است یکی از همین روزها چه اتفاقی بیفتد. فقط می دانم باید یکی از همین روزها بلند شوم و بزرگترین قدم دنیا را در دنیای خودم بردارم. احساس می کنم اتفاقی در شرف افتادن است و فقط کافی ست بلند شوم...

این روزها، این روزهایی که هزار و یک فکر در ذهنم بالا و پایین می روند... خب من همیشه اینطور بوده ام. همیشه بلند شده ام تا هزار و یک کار را انجام بدهم اما این بار فرق دارد. می دانم اگر بلند شوم اتفاق مهمی می افتد اما هیچ کاری نمی کنم.

با وجدانی خط خطی خودم را پشت روزمرگی ها چپانده ام. می گویم بگذار این کار را انجام بدهم بعد... بگذار این یادداشت را بنویسم بعد... بگذار این گزارش را تنظیم کنم بعد... بعد، از تمام اتفاقات خوبم می گذرم. به خودم می گویم بگذار از این بگذرم تا بعدی... قرار است از یکی از همین اتفاقات خوب برداشتن آن قدم مهم را شروع کنم. 

کاش این روزها کمی حوصله ی سال های پیش را داشتم. نه اینکه نا امید باشم و تن داده باشم به جریان همیشگی. من خوب خوب خوبم. در سکون و سکوت خودم خوبم. در سکون و سکوت خودم مرتب تکرار می کنم بلند شو بلند شو بلند شو. باید کاری کنم. اما از کجا این قدم را بردارم؟ شاید بهتر باشد اول یک لیوان چای بریزمٰ و پنجره را باز کنم... شاید فردا هوا بهاری شود و بهار مرا هل بدهد به سمت آغاز ... بگذار فردا برسد...


۹۵/۱۱/۰۴
یاسمن رضائیان yaseman rezaeian